۱۳۸۸ آذر ۲۶, پنجشنبه

هنوز لیلا - تو

بهانه ی این ســر به در زدن هــا تو
برای تو می زنم دل به دریا، تــو -
شریک تر از خدا به خودش شده ای
گنـــاه خدا پرستـــی من بـــا تو
«خودم» پیشتر تمام خلوت من بود
گرفـــته ای تمـــام خلوتـــم را تــو
دلیل ســـایه های درونـــم فـــقــط
نشسته چراغی است از تو شیدا تو
خیال می کردم از تو هم رد شده ام
علامت ایستم : «هنوز لیـــلا تو»
سقوط می کنم اگر بیشتر بکنـــم
چـــرای کنــــدن بیستـــون هـــا تو
شکاف، هر روز بیشتر می شود
بیا و بگیر تــیــشــه هایــم را تـو
آذر 88

۱ نظر:

محسن گفت...

قشنگ بود (باور کن)