گیرم پس این خانه گهی دیگر هست
در مست دلم ساقی یاریگر هست
جانا بت بی بنده به بتخانه چه سود
این خانه بدان است که بازیگر هست
تیری که مرا به جنگ دیوی برده است بد خاطر دیو بد صفت آزرده است هر چندخودش را به تحمل زده است آن تیر به جایی که نباید خورده است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر