۱۳۸۷ اردیبهشت ۷, شنبه

رنده کن

رنده کن خرد میکنی ،خرد می شوم
بدم، راه، نما عادت نمی کنم
پاک کن، شاهراه ناپاک را نه اینگونه
درختی؟!- سایه مگستر من از خورشید آتشینم
کمرگر به خیر بستی -میتوانی!- خورشید خاموش کن
از قمر روشنی روشنی تو زاده مهر من است
مرابس،چراغ ،فتیله ،کبریت
آتش زنم جهان ،خرمن جور خیر تو
گر بود این باغ مرا قتلگاه--گر سر من خاک براین بارگاه
احمد1387.2.1

هیچ نظری موجود نیست: