۱۳۸۷ اردیبهشت ۷, شنبه

کرخ

سست تر از تو بر آنم
دست هایم کرخ ازبَِرد شرف، در طبقی بازاری است
نه
من آن شاداب تو نیستم
نغمه از وصل به نهر هم نخوانم
بر من این سبزترین نازک بی بار
نمایی دو سه چندان دارد
قطره! این آب روان و شاداب به کجا می بردت؟
وخت باران دیدم
که تو چون از فلک افتادی
بر همین سبزترین نازک بی بار چنان رقصیدی
که من از شور تو این برگ گزیدم....
احمد 1387.2.7

هیچ نظری موجود نیست: